♥عشق ممنوع♥

-----
نویسنده : Maryam - ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٦
 

خسته ام

اماتحمل می کنم

خدایاروزگارت بامن واحساسم بدتاکرد

خیلی بد!!!

 

 

 

 

 

خدایادلم راآنانی می شکنندک هرگزدلم ب شکستن دلشان راضی نمیشود!!!

 

 

 

 

 

نبودنت راباساعت شنی اندازه گرفته ام

یک صحراگذشته است....

 

 

 

 

تمام برگ های دفترم تمام شد

قلمم ب پایان رسید

دستم سست شد

چه سرمشقی دادی ب من...؟

هنوزهم می نویسم:

"دل دادن خطاست"