♥عشق ممنوع♥

بهار
نویسنده : Maryam - ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢
 

اگه ازپنجرۀ چشمای من

چشم توهرچی که دیدم ببینه

اگه دلتنگی ابرای غروب

توی آسمون سینه ت بشینه

تازه مثل من میشی که همش بدی دیدم

شایداون روزبدونی چه عذابی کشیدم

اگه کوه غصه پشت توشکست

توروانگشتای غم نشونه کرد

هرچی داشتی آسمون ازت گرفت

توروبادست خالی روونه کرد

اگه وقت گریه بغضت وانشد

گریه هم ازتوچشات پرزدورفت

اگه خوشبختی سراغتوگرفت

امابی خبراومددرزدورفت

تازه مثل من میشی که همش بدی دیدم

شایداون روزبدونی چه عذابی کشیدم

 

 

 

 

 

بهار...!

واین همه دلتنگی؟

نه

شایدفرشته ای فصلهارابه اشتباهی

ورق زده باشد!

 

 

 

خیلی سخته فرزندبهارباشی ولی دلت بهاری نباشه

خیلی سخته روزتولدت باشه ولی اونی که منتظری بهت تبریک بگه نباشه

ولی کادوی توبرای تولدم یک عمرتنهایه....

ممنون به خاطره این کادوئه باارزشت.....

هنوزم میگم(عشق ممنوع)

وقتی تنهایی

دوس داری کسی صدات کنه

حتی اشتباهی...

هرکه عاشق شدجفابسیارمی بایدکشید

بهریک عمرمنت ازصدهامی بایدکشید

من ب مرگم راضیم امانمی آیدعجل

بخت بدبین ازعجل هم نازمی بایدکشید!

غم دنیاست وقتی عشقت دورازاینجاست

غم دنیاست دل آدم بشه حساس

وقتی عشقت تودلش نباشه احساس

غم دنیاست اون بره وترکت کنه

هیچکسم نباشه که درکت کنه!!!