♥عشق ممنوع♥

پاییز
نویسنده : Maryam - ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢۳
 

من وتووعشقمان

زیرباران خدا

درخیابان های خلوت وسوت وکورپاییز

یادت می آید؟

یادت می آیدگفتم پاییزبرای من خوش یمن نبوده

یادت می آیددرآن کوچه باغ میان درختان خشک وبی روح این جمله را

چندین بارتکرارکردم

حالامن ماندم وعشقمان

واماتو!!

تودیگرنیستی ومن گفته بودم پاییزرادوست ندارم

اماتوباورنکردی

پاییزکه می رفت توراهم باخودش برد

لعنت به پاییزکه باآمدن ورفتنش خاطره ای بدبرام گذاشت

لعنت به پاییز

لعنت به عشق

لعنت به...

وبازهم*عشق ممنوع*