♥عشق ممنوع♥

ای ستاره ها...
نویسنده : Maryam - ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢
 

ای ستاره هاک ازجهان دور

چشمتان ب چشم بی فروغ ماست

نامی اززمین وازبشرشنیده اید؟

درمیان آبی زلال آسمان

موج دوخون وآتش ندیده اید؟

این غبارمحنتی ک دردل فضاست

این دیاروحشتی ک درحصارهاست

این سرای ظلمتی ک آشیان ماست

درپی تباهی شماست

گوش تان اگرب ناله ی من آشناست

ازسفینه ای ک میرودب سوی ماه

ازمسافری ک میرسدزگردراه

اززمین فتنه گرحذرکنید!

پای این بشراگرب آسمان رسد

روزگارتان چوروزگارماسیاه ست

ای ستاره ک پیش دیده ی منی

باورت نمیشودک درزمین

هرکجاب هرک میرسی

خنجری میان مشت خودنهفته است

انکه باتومیزندصلای مهر

جزبفکرغارت دل تونیست

ای ستاره ماسلام مان بهانه است

عشق مان دروغ جاودانه است

درزمین زبان حق بریده است

حق زبان تازیانه است

وانکه باتوصادقانه درددل کند

های های گریه ی شبانه است

ای ستاره ای ستاره ی غریب!

مااگرزخاطرخدانرفته ایم

پس چراب دادمان نمیرسد؟

ماصدای گریه مان ب اسمان رسید

ازخداچراصدانمیرسد؟

بگذریم ازترانه های درد

بگذریم ازاین فسانه های تلخ

بگذرازمن ای ستاره شب گذشت

قصه ی سیاه مردم زمین

بسته راخواب نازتو

می گریزدازفغان سردمن

گوش ازترانه بی نیازتو

ای ک دست من ب دامنت نمیرسد

اشک من ب دامن تومیچکد

بانسیم دلکش سحر

چشم خستۀ توبسته میشود

بی تودرحصاراین شب سیاه

عقده های گریه ی شبانه ام

درگلوشکسته میشود...!