شعری ازطهمورث // عاشق این شعرم

خداحافظ برای اوجه اسان بودولی قلب من ازاین واژه لرزان بود

 

وجنین بودک دروقت بهار فصل پاییزدلم زودرسید

وبهارم طی شد

درسراشیبی مرگ

برگهاافتادند

خش خش بی پایان

 

زوزه ای ازسرما

وصدایی ازدرد

باغ راویران کرد

سبزی روح مرا میدیدی

همگی گم شدورفت

حرف  مردم شدورفت

گفتنی راگفتم

انجه می دانستم

همه راباخته ام وجوانی راهم

صبروتقدیرجنان کردکه باورکردم

انجه برماامد

توکه دربازاری

راستی قیمت یک شاخه مریم جنداست؟؟؟

مریمم پرپرشدبازبازنده شدم

/ 3 نظر / 17 بازدید
ریحانه

سلام مطسالبه زیبایی داری خوشحال میشم به منم سربزنی موفق باشی[گل][لبخند]

رها راد

خیال آشنایی بر دلم نگذشته بود اول نمیدانم چه دستی طرح کرد این آشنایی را

رها راد

شعربسیار زیبایی بود .واقعا زیبا