دروغ دوست داشتنت..

شبهازیردوش اب سرد

رهامیکنم بغض زخم هایم را

درحالی که همه میگویند

"خوش به حالش"

جه زودفراموش  کرد

 

یک دریااشک  برای ریختن دارم

یه دل گرفته.....

یه زندگی پرازخالی...

من سرشارم ا تنهایی...

 

روی جعبه دلم نوشتم

"دیگراحتیاط لازم نیست"

شکستنی هاشکست

هرجورمایلیددلم راحمل کنید

 

دیوانگی دلم را به دل نگیر

دست خودش نیست

طفلک باورکرده بود

دروغ دوس داشتنت را...!!؟

/ 5 نظر / 14 بازدید
رهاراد

من از نهایت شب حرف میزنم من از نهایت تاریکی واز نهایت شب حرف میزنم اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار ویک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم

آسمان من

تعلق که نداشته باشی به جایی … به کسی … به چیزی … تمام شدنت راحت تر از آنی میشود که گمان می بُردی !

هانی

دوستت دارم را کجا بنویسم که ماندگار باشد؟ روی تن شبنم؟ اگر از شاخه چکید چه؟ روی لبخند گلبرگ؟ با زمستان چه کنم؟ روی بستر ساحل؟ پس چگونه جلوی رقص موج را بگیرم؟ پس بهتر آنست که در لحظه لحظه ی دلتنگی‌هایم دوستت دارم را زمزمه کنم چرا که همیشه دلتنگ توام…

هانی

در شگفتم که سلام آغاز هر دیداری است ولی در نماز پایان است. شاید بدین معناست که پایان نماز آغاز دیدار است. علی شریعتی

مهشاد

خیلییییییییییییییییییییییییییی قشنگ بود دوستم[ماچ]